موسیقی ماه گرفتگی در «دی زنگرو»
نوشته ی : محسن حیدریه
می دانیم وقتی که زمین بین خورشید و ماه قرار می گیرد، خسوف یا ماه گرفتگی پدید می آید و در قدیم هر وقت که این پدیده رخ می داده، مردم وحشت می کردند یک جانور بسیار بزرگ در آسمان، ماه را گرفته و در حال خفه کردن است. به همین خاطر نام یک جانور خیالی به این پدیده گذاشته شده و در اصطلاح محلی به آن جانور، دی زنگرو یا کرزنگرو گفته شده است.
کرزنگرو به شیر کوهی گفته می شود که خیلی درنده است و به همین خاطر می گفتند که این جانور خطرناک در حال گرفتن ماه است و می بایست کاری می کردند تا این جانور، ماه را رها کند. از قدیم الایام مردم بوشهر، عقیده داشتند که از ماه بهتران که به اهل زمین و جن گفته می شده، از فلز و صدای آن می ترسند و به همین دلیل مردم در موقع خسوف، ظروف فلزی را از منزل خود می آوردند- از قابلمه گرفته تا ماهی تاوه و قوطی حلبی، قاشق و... یکی در کوچه، دیگری پشت بام. یکی در سر پله و یکی پشت پنجره. همگی در ظروف خود می کوبیدند. یکی با ریتم و دیگری بدون ریتم و خطاب به دی زنگرو و رو به آسمان می خواندند:
دی زنگرو ماه ول کن ماه چهارده ول کن
در موقع خسوف همه در خواندن و نواختن شرکت داشتند، از پیرزن و پیرمرد گرفته تا کودکان و خردسالان. می توان گفت پدیده ی ماه گرفتگی یک نوع تفریح و سرگرمی برای کودکان بود و نگارنده به یاد دارد در دوران خردسالی زمانی که این پدیده رخ داده بود، پشت بام منزل خود برای رها کردن ماه از جانور خیالی، با مردم همنوا شده و در روز بعد نیز با بچه های هم سن و سال خود منتظر پدیده ی شب گذشته بودند و تا چند روز بعد بچه های خردسال هر کدام قوطی حلبی و یا ظروف فلزی به صورت دمام در گردن خود می انداختند و اشعار دی زنگرو را با هم می خواندند.
چون زمین حرکت می کند، خواه ناخواه این پدیده زیاد به طول نمی انجامد و بعد از دقایقی، ماه در آسمان پیدا می شود و پس از آزاد شدن ماه مردم به شوخی به هم می گفتند که دی زنگرو از صدای سازهای ما ترسیده و ماه را ول کرد.
دی زنگرو ماه ول کوتا بیا دی شیخ زنگی ماه ول کوتا بیا